فال حافظ روزانه جمعه 8 آبان 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 421
در سراي مغان رفته بود و آب زده ، نشسته پير و صلايي به شيخ و شاب زده سبوکشان همه در بندگيش بسته کمر ، ولي ز ترک کله چتر بر سحاب زده شعاع جام و قدح نور ماه پوشيده ، عذار مغبچگان راه آفتاب زده عروس بخت در آن حجله با هزاران ناز ، شکسته کسمه و بر برگ گل گلاب زده گرفته ساغر عشرت فرشته رحمت ، ز جرعه بر رخ حور و پري گلاب زده ز شور و عربده شاهدان شيرين کار ، شکر شکسته سمن ريخته رباب زده سلام کردم و با من به روي خندان گفت ، که اي خمارکش مفلس شراب زده که اين کند که تو کردي به ضعف همت و راي ، ز گنج خانه شده خيمه بر خراب زده وصال دولت بيدار ترسمت ندهند ، که خفته اي تو در آغوش بخت خواب زده بيا به ميکده حافظ که بر تو عرضه کنم ، هزار صف ز دعاهاي مستجاب زده فلک جنيبه کش شاه نصره الدين است ، بيا ببين ملکش دست در رکاب زده
خرد که ملهم غيب است بهر کسب شرف
،
ز بام عرش صدش بوسه بر جناب زده
تعبیر:
سعادت و نیکبختی در انتظار تو است به شرط آن که غفلت نورزی و از لحظات زندگی به درستی بهره بگیری و تصمیمات عاقلانه بگیری. با پیران خردمند مشورت کن و عجولانه تصمیم گیری نکن. به خداوند توکل کن.
فال حافظ روزانه جمعه 8 آبان 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 272
بازآي و دل تنگ مرا مونس جان باش ، وين سوخته را محرم اسرار نهان باش زان باده که در ميکده عشق فروشند ، ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش در خرقه چو آتش زدي اي عارف سالک ، جهدي کن و سرحلقه رندان جهان باش دلدار که گفتا به توام دل نگران است ، گو مي رسم اينک به سلامت نگران باش خون شد دلم از حسرت آن لعل روان بخش ، اي درج محبت به همان مهر و نشان باش تا بر دلش از غصه غباري ننشيند ، اي سيل سرشک از عقب نامه روان باش
حافظ که هوس مي کندش جام جهان بين
،
گو در نظر آصف جمشيد مکان باش
تعبیر:
در دوستی، صداقت داشته باش. پیوند مهر و دوستی صمیمانه با دیگران بر قرار کن. برای رسیدن به آرزوها باید سعی و تلاش کنی و رنج و مشکلات را تحمل نمایی. به خداوند توکل داشته باش.
فال حافظ روزانه جمعه 8 آبان 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 471
ز دلبرم که رساند نوازش قلمي ، کجاست پيک صبا گر همي کند کرمي قياس کردم و تدبير عقل در ره عشق ، چو شبنمي است که بر بحر مي کشد رقمي بيا که خرقه من گر چه رهن ميکده هاست ، ز مال وقف نبيني به نام من درمي حديث چون و چرا درد سر دهد اي دل ، پياله گير و بياسا ز عمر خويش دمي طبيب راه نشين درد عشق نشناسد ، برو به دست کن اي مرده دل مسيح دمي دلم گرفت ز سالوس و طبل زير گليم ، به آن که بر در ميخانه برکشم علمي بيا که وقت شناسان دو کون بفروشند ، به يک پياله مي صاف و صحبت صنمي دوام عيش و تنعم نه شيوه عشق است ، اگر معاشر مايي بنوش نيش غمي نمي کنم گله اي ليک ابر رحمت دوست ، به کشته زار جگرتشنگان نداد نمي چرا به يک ني قندش نمي خرند آن کس ، که کرد صد شکرافشاني از ني قلمي
سزاي قدر تو شاها به دست حافظ نيست
،
جز از دعاي شبي و نياز صبحدمي
تعبیر:
تردید و دودلی را کنار بگذار و با اراده ای محکم شروع به کار کن. با کسی که تجربه دارد مشورت کن تا آنکه ناگهان دچار دردسر و شکست نشوی. از مشکلات راه نترس. هیچ کاری به آسانی به دست نمی آید و به نتیجه نمی رسد. خدا را فراموش نکن و به او توکل کن تا با آرامش روحی به کار خود ادامه بدهی.
فال حافظ روزانه جمعه 8 آبان 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 327
مرا عهديست با جانان که تا جان در بدن دارم ، هواداران کويش را چو جان خويشتن دارم صفاي خلوت خاطر از آن شمع چگل جويم ، فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم به کام و آرزوي دل چو دارم خلوتي حاصل ، چه فکر از خبث بدگويان ميان انجمن دارم مرا در خانه سروي هست کاندر سايه قدش ، فراغ از سرو بستاني و شمشاد چمن دارم گرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمين سازند ، بحمد الله و المنه بتي لشکرشکن دارم سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سليماني ، چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم الا اي پير فرزانه مکن عيبم ز ميخانه ، که من در ترک پيمانه دلي پيمان شکن دارم خدا را اي رقيب امشب زماني ديده بر هم نه ، که من با لعل خاموشش نهاني صد سخن دارم چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمدالله ، نه ميل لاله و نسرين نه برگ نسترن دارم
به رندي شهره شد حافظ ميان همدمان ليکن
،
چه غم دارم که در عالم قوام الدين حسن دارم
تعبیر:
بیهوده و از روی نادانی خود را گرفتار مشکلات نکن و به زندگی خود آسیب مرسان. آرزوهای دور و دراز را رها کن. به آنچه داری قانع باش. در زندگی خصوصی بسیار موفق هستی. قدر خانواده ی خود را بدان و لحظات شیرین زندگی را غنیمت بدان و خداوند را شاکر باش.
فال حافظ روزانه جمعه 8 آبان 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 63
روي تو کس نديد و هزارت رقيب هست ، در غنچه اي هنوز و صدت عندليب هست گر آمدم به کوي تو چندان غريب نيست ، چون من در آن ديار هزاران غريب هست در عشق خانقاه و خرابات فرق نيست ، هر جا که هست پرتو روي حبيب هست آن جا که کار صومعه را جلوه مي دهند ، ناقوس دير راهب و نام صليب هست عاشق که شد که يار به حالش نظر نکرد ، اي خواجه درد نيست وگرنه طبيب هست
فرياد حافظ اين همه آخر به هرزه نيست
،
هم قصه اي غريب و حديثي عجيب هست
تعبیر:
در راهی که قدم نهاده ای هزاران رقیب داری که باید از میدان به در کنی. احساس غریبی می کنی اما به همین زودی چشمت به جمال یار روشن می شود و همگان برای اینوصل جشن خواهند گرفت. هیچ دردی نیست که درمان نداشته باشد. طبیب درد تو هم رسیدن به یار است.
فال حافظ روزانه جمعه 8 آبان 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 266
دلم رميده لولي وشيست شورانگيز ، دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آميز فداي پيرهن چاک ماه رويان باد ، هزار جامه تقوا و خرقه پرهيز خيال خال تو با خود به خاک خواهم برد ، که تا ز خال تو خاکم شود عبيرآميز فرشته عشق نداند که چيست اي ساقي ، بخواه جام و گلابي به خاک آدم ريز پياله بر کفنم بند تا سحرگه حشر ، به مي ز دل ببرم هول روز رستاخيز فقير و خسته به درگاهت آمدم رحمي ، که جز ولاي توام نيست هيچ دست آويز بيا که هاتف ميخانه دوش با من گفت ، که در مقام رضا باش و از قضا مگريز
ميان عاشق و معشوق هيچ حائل نيست
،
تو خود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز
تعبیر:
زندگی بدون عشق، پوچ و تو خالی و غیر قابل تحمل است. دوستان خود را بیازما تا میزان صدق و درستی آنها بر تو مسلم شود. با کسانی که ادعای دوستی و محبت دارند معاشرت نکن. به آنچه داری قانع باش و زیاده طلبی را رها کن. غرور و خودخواهی را از خود دور کن.
فال حافظ روزانه جمعه 8 آبان 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 213
گوهر مخزن اسرار همان است که بود ، حقه مهر بدان مهر و نشان است که بود عاشقان زمره ارباب امانت باشند ، لاجرم چشم گهربار همان است که بود از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح ، بوي زلف تو همان مونس جان است که بود طالب لعل و گهر نيست وگرنه خورشيد ، همچنان در عمل معدن و کان است که بود کشته غمزه خود را به زيارت درياب ، زان که بيچاره همان دل نگران است که بود رنگ خون دل ما را که نهان مي داري ، همچنان در لب لعل تو عيان است که بود زلف هندوي تو گفتم که دگر ره نزند ، سال ها رفت و بدان سيرت و سان است که بود
حافظا بازنما قصه خونابه چشم
،
که بر اين چشمه همان آب روان است که بود
تعبیر:
اگر بدون فکر و اندیشه به کاری که داری ادامه بدهی، نتیجه ای جز شکست نخواهی برد. گمان نکن که راه رسیدن به مقصود دشوار است. هیچ مشکلی وجود ندارد که آسان نشود. عقل و اندیشه را راهنمای خود قرار ده.
فال حافظ روزانه جمعه 8 آبان 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 122
هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد ، خداش در همه حال از بلا نگه دارد حديث دوست نگويم مگر به حضرت دوست ، که آشنا سخن آشنا نگه دارد دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پاي ، فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد گرت هواست که معشوق نگسلد پيمان ، نگاه دار سر رشته تا نگه دارد صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بيني ، ز روي لطف بگويش که جا نگه دارد چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت ، ز دست بنده چه خيزد خدا نگه دارد سر و زر و دل و جانم فداي آن ياري ، که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد
غبار راه راهگذارت کجاست تا حافظ
،
به يادگار نسيم صبا نگه دارد
تعبیر:
اگر می خواهی به موفقیت برسی خدا را فراموش نکن و با اعتدال و میانه روی زندگی کن. افراط و تفریط در کارها زندگی را دچار مخاطره خواهد کرد. دوستان با وفا و مهربان را فراموش نکن و به عهد و پیمان دوستی وفادار باش.
فال حافظ روزانه جمعه 8 آبان 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 477
دو يار زيرک و از باده کهن دومني ، فراغتي و کتابي و گوشه چمني من اين مقام به دنيا و آخرت ندهم ، اگر چه در پي ام افتند هر دم انجمني هر آن که کنج قناعت به گنج دنيا داد ، فروخت يوسف مصري به کمترين ثمني بيا که رونق اين کارخانه کم نشود ، به زهد همچو تويي يا به فسق همچو مني ز تندباد حوادث نمي توان ديدن ، در اين چمن که گلي بوده است يا سمني ببين در آينه جام نقش بندي غيب ، که کس به ياد ندارد چنين عجب زمني از اين سموم که بر طرف بوستان بگذشت ، عجب که بوي گلي هست و رنگ نسترني به صبر کوش تو اي دل که حق رها نکند ، چنين عزيز نگيني به دست اهرمني
مزاج دهر تبه شد در اين بلا حافظ
،
کجاست فکر حکيمي و راي برهمني
تعبیر:
قناعت بزرگترین ثروت و گنجینه برای انسان است. آسودگی و فراغت زندگی خود را با ندانم کاری به خطر نینداز. قدر زندگی و خانواده ی خود را بدان. صبر داشته باش و سختیها را تحمل کن تا به نتیجه ی مطلوب برسی. روزگار همیشه نامساعد باقی نخواهد ماند. صبر و قناعت را فراموش نکن. از همنشینان بد احتراز کن تا گمراه نشوی.
فال حافظ روزانه جمعه 8 آبان 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 275
صوفي گلي بچين و مرقع به خار بخش ، وين زهد خشک را به مي خوشگوار بخش طامات و شطح در ره آهنگ چنگ نه ، تسبيح و طيلسان به مي و ميگسار بخش زهد گران که شاهد و ساقي نمي خرند ، در حلقه چمن به نسيم بهار بخش راهم شراب لعل زد اي مير عاشقان ، خون مرا به چاه زنخدان يار بخش يا رب به وقت گل گنه بنده عفو کن ، وين ماجرا به سرو لب جويبار بخش اي آن که ره به مشرب مقصود برده اي ، زين بحر قطره اي به من خاکسار بخش شکرانه را که چشم تو روي بتان نديد ، ما را به عفو و لطف خداوندگار بخش
ساقي چو شاه نوش کند باده صبوح
،
گو جام زر به حافظ شب زنده دار بخش
تعبیر:
تزویر و ریا را از خود دور کن. با همه ی مردم صادقانه رفتار کن. غرور و تکبر را رها کن و اشتباهات خود را بپذیر و در رفع آنها بکوش. به زودی به مقصود خود می رسی.
فال حافظ روزانه جمعه 8 آبان 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 120
بتي دارم که گرد گل ز سنبل سايه بان دارد ، بهار عارضش خطي به خون ارغوان دارد غبار خط بپوشانيد خورشيد رخش يا رب ، بقاي جاودانش ده که حسن جاودان دارد چو عاشق مي شدم گفتم که بردم گوهر مقصود ، ندانستم که اين دريا چه موج خون فشان دارد ز چشمت جان نشايد برد کز هر سو که مي بينم ، کمين از گوشه اي کرده ست و تير اندر کمان دارد چو دام طره افشاند ز گرد خاطر عشاق ، به غماز صبا گويد که راز ما نهان دارد بيفشان جرعه اي بر خاک و حال اهل دل بشنو ، که از جمشيد و کيخسرو فراوان داستان دارد چو در رويت بخندد گل مشو در دامش اي بلبل ، که بر گل اعتمادي نيست گر حسن جهان دارد خدا را داد من بستان از او اي شحنه مجلس ، که مي با ديگري خورده ست و با من سر گران دارد به فتراک ار همي بندي خدا را زود صيدم کن ، که آفت هاست در تاخير و طالب را زيان دارد ز سروقد دلجويت مکن محروم چشمم را ، بدين سرچشمه اش بنشان که خوش آبي روان دارد ز خوف هجرم ايمن کن اگر اميد آن داري ، که از چشم بدانديشان خدايت در امان دارد
چه عذر بخت خود گويم که آن عيار شهرآشوب
،
به تلخي کشت حافظ را و شکر در دهان دارد
تعبیر:
زندگی را سهل و آسان نگیر و مشکلات و سختی های آن را فراموش نکن. عاشق کسی هستی که با غرور و تکبر تو را می آزارد. خودپسندان را به دوستی انتخاب نکن تا حقیر و کوچک نشوی.
فال حافظ روزانه جمعه 8 آبان 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 314
دوش بيماري چشم تو ببرد از دستم ، ليکن از لطف لبت صورت جان مي بستم عشق من با خط مشکين تو امروزي نيست ، ديرگاه است کز اين جام هلالي مستم از ثبات خودم اين نکته خوش آمد که به جور ، در سر کوي تو از پاي طلب ننشستم عافيت چشم مدار از من ميخانه نشين ، که دم از خدمت رندان زده ام تا هستم در ره عشق از آن سوي فنا صد خطر است ، تا نگويي که چو عمرم به سر آمد رستم بعد از اينم چه غم از تير کج انداز حسود ، چون به محبوب کمان ابروي خود پيوستم بوسه بر درج عقيق تو حلال است مرا ، که به افسوس و جفا مهر وفا نشکستم صنمي لشکريم غارت دل کرد و برفت ، آه اگر عاطفت شاه نگيرد دستم
رتبت دانش حافظ به فلک برشده بود
،
کرد غمخواري شمشاد بلندت پستم
تعبیر:
ثابت قدم و با اراده ای محکم راه خود را ادامه بده تا به مقصود برسی. از طعنه ی دشمنان بیمی به دل راه نده. از مشکلات راه نا امید نشو زیرا رسیدن به هدف فداکاری و تلاش می خواهد. از دوستان خود کمک بگیر.